قسمت هفتاد و پنجم خاطرات میلسپو: مسئله ایران بدون همکاری شوروی نمی تواند با مسالمت و سازندگی حل و فصل شود

قسمت هفتاد و پنجم خاطرات میلسپو: مسئله ایران بدون همکاری شوروی نمی تواند با مسالمت و سازندگی حل و فصل شود
از اطلاعاتی که بدست آمده معلوم می‌شود وقایعی که در ایران روی داد بخشی از حوادثی است که در کشورهای بـالتیک و اروپای شرقی و منچوری به وقوع پیوست و با تصویری که هر روز روشنتر می‌شود و بلاهایی که بر سر این کشورها و نقاط دیگر آمده است تطبیق می‌کند. ایران یک مورد تصادفی یا استثنائی نیست و اگر هم بود هنوز از نقطه نظر همکاری سه قدرت و نظم جدید جهانی یک مسئله مهم و فوری را تشکیل می‌داد. مسئله ایران بدون همکاری شوروی نمی تواند با مسالمت و سازندگی حل و فصل شود.

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۵۲: سفیر آمریکا که قبلا رئیس کل سیا بوده به دلیل اینکه صد درصد در اختیار نیکسون نبود، نیکسون او را به سفارت ایران فرستاد

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۵۲: سفیر آمریکا که قبلا رئیس کل سیا بوده به دلیل اینکه صد درصد در اختیار نیکسون نبود، نیکسون او را به سفارت ایران فرستاد
یادداشت‌های اسدالله علم: امروز حال بسیار بدی پیدا کردم. خواهر زنم ایران که زن دکتر نفیسی است بر اثر اشتباه در معالجه آپاندیسیت بستری و مردنی است. اشتباه را هم شوهرش که دکتر است کرد. زن بسیار خوبی است. ناهار که پیش مادر زنم رفتم، دیدم به جای آن که راجع به وضع دخترش با من صحبت کند در خصوص املاک و پول و غیره صحبت آغاز کرد! از زندگی بیزار شدم.

قسمت هفتاد و چهارم خاطرات میلسپو: شیوه‌ای که روس‌ها به آن عمل می‌کردند با اصولی که پذیرفته بودند، به کلی فرق داشت

قسمت هفتاد و چهارم خاطرات میلسپو: شیوه‌ای که روس‌ها به آن عمل می‌کردند با اصولی که پذیرفته بودند، به کلی فرق داشت
در زمان جنگ ما خبر نداشتیم روس‌ها در جلسات سری خود چه میگویند، ولی شیوه‌ای که به آن عمل میکردند، به کلی با اصولی که پذیرفته بودند و تضمین‌هایی که داده بودند، مغایرت داشت.

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۵۲: شاه گفت «تلگراف حافظ اسد را امضاء می‌کنم، می‌خواهیم با آن‌ها رابطه برقرار کنیم»

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۵۲: شاه گفت «تلگراف حافظ اسد را امضاء می‌کنم، می‌خواهیم با آن‌ها رابطه برقرار کنیم»
یادداشت‌های اسدالله علم: یک تلگراف به عنوان حافظ اسد رئیس‌جمهور سوریه بود. عرض کردم: در چهارم آبان تلگراف نکرده است. با وصف این تلگراف را حاضر کرده‌ام. لابد توشیح نمیفرمایید. فرمودند: خیر امضاء میکنم. خیلی تعجب کردم. فرمودند: تعجب نکن، ما میخواهیم رابطه برقرار کنیم و مشغول مذاکراتی هستیم. این چیز‌ها را باید تحمل کرد. اهمیت ندارد. آنها عقده‌ای هستند ما که نیستیم.»

قسمت هفتاد و سوم خاطرات میلسپو: تعداد زیاد انگلیسیهائی که در درون و پیرامون سازمان‌های دولتی ایران و با مشارکت ما کار می‌کردند تبدیل به مایه دردسر و ناراحتی گردید

قسمت هفتاد و سوم خاطرات میلسپو: تعداد زیاد انگلیسیهائی که در درون و پیرامون سازمان‌های دولتی ایران و با مشارکت ما کار می‌کردند تبدیل به مایه دردسر و ناراحتی گردید
کارشناسان انگلیسی که در مرکز تدارکات خاورمیانه انجام وظیفه میکردند از نزدیک با ما همکاری داشتند. پرسنل ارتش انگلیس مامور مساعدت به ما در تهران و جنوب و غرب کشور شده بود. با توجه به کمبود کارمند، بدون کمک آنان ما قادر به هیچ کاری نبودیم ولی تعداد زیاد انگلیسیهائی که در درون و پیرامون سازمانهای دولتی ایران و با مشارکت ما کار می کردند تبدیل به مایه دردسر و ناراحتی گردید که هر چه زمان میگذشت جدی تر می شد.

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۵۲: به سفیر انگلیس گفتم «اگر شما بین ما و عراق اختلاف می اندازید که بتوانید اسلحه به ما بفروشید که وای به حال ما و وای به حال شما»

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۵۲: به سفیر انگلیس گفتم «اگر شما بین ما و عراق اختلاف می اندازید که بتوانید اسلحه به ما بفروشید که وای به حال ما و وای به حال شما»
یادداشت‌های اسدالله علم: عصری سفیر انگلیس به دیدنم آمد. میخواست خودش و دولتش را تبرئه کند که تانکهای چیفتن اگر به جای ۷۵۰ اسب فعلاً ۶۸۰ اسب قوه دارند این عیب را رفع میکنیم و توپهای کشتیهای خریداری انگلیس اگر سیستم آخری نیست علت آن چیست و کارهای تجارتی. بعد هم جریان مسافرت هویدا نخست وزیر را به انگلیس که برحسب دعوت هیث، نخست وزیر انگلیس، صورت گرفته است تعریف می کرد که البته [اهمیت] significance کاری نداشته، ولی خوش و بش خوبی بوده است برای افکار عمومی ایران و انگلیس و تظاهر به نزدیکی دو ملت. در خصوص عراق به تفصیل صحبت کردیم. گفتم: افکار قدیمی ایران هنوز معتقد است که شما در عراق انگشت دارید و این حکومت بعثی هم در دست شماست.

یادداشت‌های علم، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۵۲: به شاه گفتم در کشور به این بزرگی بالاخره بعضی گوشه‌ها هم باران نمی‌گیرد، این غصه ندارد

یادداشت‌های علم، جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۵۲: به شاه گفتم در کشور به این بزرگی بالاخره بعضی گوشه‌ها هم باران نمی‌گیرد، این غصه ندارد
یادداشت‌های اسدالله علم: فکر شاهنشاه مشغول دو مسأله عمده است. یکی مذاکرات نفت که هنوز جریان دارد و باید تمام شود، دیگری هم کمی باران در جنوب خوزستان و مشرق فارس. عرض کردم: کشور به این بزرگی بالاخره بعضی گوشه هایش هم باران نمی‌گیرد. این غصه ندارد.

قسمت هفتاد و دوم خاطرات میلسپو: وقتی دولت ایران مسئله تخلیه نیرو‌های متفقین را عنوان کرد، لندن این موضوع را مشروط بر اینکه روسیه نیز همین کار را کند، پذیرفت، ولی دولت شوروی قبول نکرد

قسمت هفتاد و دوم خاطرات میلسپو: وقتی دولت ایران مسئله تخلیه نیرو‌های متفقین را عنوان کرد، لندن این موضوع را مشروط بر اینکه روسیه نیز همین کار را کند، پذیرفت، ولی دولت شوروی قبول نکرد
به عقیده من انگلیسی‌ها اقدامات خود را طبق پیمان سه جانبه رعایت کرده و انجام داده‌اند. وقتی دولت ایران مسئله تخلیه نیرو‌های متفقین را عنوان کرد، لندن تمایل خود را به تخلیه قوایش اعلام کرد، مشروط بر اینکه مسکو نیز همین کار را بکند، ولی دولت شوروی نپذیرفت. در نتیجه بخشی از نیرو‌های انگلیسی تا دوم مارس ١٩٤٦ که مصادف با پایان مهلت شش ماهه مقرر در پیمان سه جانبه بود در ایران باقی ماند.

قسمت هفتاد و یکم خاطرات میلسپو: روس‌ها ایرانیان طرفدار انگلیسی‌ها را نوکر انگلیس می‌نامیدند، زیرا سوءظن آن‌ها برانگیخته شده بود

قسمت هفتاد و یکم خاطرات میلسپو: روس‌ها ایرانیان طرفدار انگلیسی‌ها را نوکر انگلیس می‌نامیدند، زیرا سوءظن آن‌ها برانگیخته شده بود
همین واقعیت که انگلیسی‌ها دوستانی در ایران دارند، کافی بود که سوءظن روس‌ها را برانگیزد و آنان را وادار سازد که انگلیسی‌ها را متهم به «امپریالیسم» کنند و ایرانیان طرفدار انگلیس را نوکر انگلیس بنامند

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۵۱: خدا کند چنین سالی هرگز عید نداشته باشم

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۵۱: خدا کند چنین سالی هرگز عید نداشته باشم
یادداشت‌های اسدالله علم: عید که نداشتم. خدا کند چنین سالی هرگز نداشته باشم. البته هم نخواهم داشت. چون موجود عزیزی مثل مادر دیگر برایم باقی نمانده است. باید بگویم‌ای سال برنگردی. روز عید تبریکی به شاهنشاه و شهبانو عرض کردم که، چون حقیقت بود خیلی مؤثر واقع شد.

جویندگان گنج گورستان قاجاری را زیر و رو کرده‌اند

جویندگان گنج گورستان قاجاری را زیر و رو کرده‌اند
کنشگر میراث فرهنگی گفت: در گورستان تاریخی «بیدزرد»، بیشتر سنگ‌گورها به انگیزه یافتن گنج، شکسته یا به آتش کشیده شده و وضعیت نگهداری گورهای تاریخی وخیم به نظر می‌آید.