یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۵۲: سفیر آمریکا به عربستان سعودی خیلی اهمیت می‌گذارد؛ [بزرگترین ذخیره] نفت دنیا را دارد....

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۵۲: سفیر آمریکا به عربستان سعودی خیلی اهمیت می‌گذارد؛ [بزرگترین ذخیره] نفت دنیا را دارد....
یادداشت‌های اسدالله علم: سفیر آمریکا پیش من آمد. مقدار زیادی راجع به خاورمیانه و بچگی‌های فیصل و ارزش ملک حسین و تقویت سوریه توسط شوروی صحبت کردیم. با وصف بچگی‌های فیصل، به عربستان سعودی خیلی اهمیت می‌گذارند. [بزرگترین ذخیره]نفت دنیا را دارد.

قسمت صد و چهلم خاطرات میلسپو: اگر دولت ایران موضع خود را تغییر ندهد، هیچ امکان و فایده‌ای را در ماندن در اینجا نمی‌بینم؛ بعید می‌دانم که یک تعدیل رضایت بخش صورت گیرد

قسمت صد و چهلم خاطرات میلسپو: اگر دولت ایران موضع خود را تغییر ندهد، هیچ امکان و فایده‌ای را در ماندن در اینجا نمی‌بینم؛ بعید می‌دانم که یک تعدیل رضایت بخش صورت گیرد
اگر دولت ایران موضع خود را تغییر ندهد، هیچ امکان و فایده‌ای را در ماندن در اینجا نمی‌بینم. بعید می‌دانم که یک تعدیل رضایت بخش که اجازه تجدید فعالیت ولو بطور موقت به هیئت بدهد از طریق تغییر کابینه یا اقدام مجلس صورت گیرد. اما بدون اعتراضات قوی از جانب دولت امریکا حتى تعدیل موقت غیر محتمل بنظر می‌رسد. آیا وزارت خارجه چنین اعتراضاتی را به عمل خواهد آورد؟ پاسخ به این سؤال برای تصمیم‌های آینده من اهمیت فراوان دارد و در هر حال باید تا ده روز دیگر واصل شود. اگر پاسخی داده نشود ناچار خواهم شد فرض کنم که مسئله رفتن یا ماندن من با اثرات مهمی که بر آینده هیئت دارد دیگر یک مسئله مورد علاقه وزارت خارجه نیست.

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۵۲: درباره اشاعه خبر ازدواج شاه با مادر علیا حضرت طوری شدید حرف زدم که خانم از کرده پشیمان شد

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۵۲: درباره اشاعه خبر ازدواج شاه با مادر علیا حضرت طوری شدید حرف زدم که خانم از کرده پشیمان شد
یادداشت‌های اسدالله علم: وقتی منزل آمدم، غفلتاً فریده خانم به منزل من آمدند و مدتی در مورد اشاعه خبر ازدواج شاهنشاه مذاکره کردند. من گفتم دروغ محض است، ولی شایعه را دشمنان ما می‌اندازند. با وصف این سرکار نباید این حرفها را بزنید. از این حرفهای خاله زنکی، گریه کردن و سر و صدا راه انداختن بر ضرر خود شماست. چه طرفی از این کار می بندید؟ حال آمدیم چنین اتفاقی هم افتاده باشد، سر و صدا راه انداختن شما که علاج آن را نمی‌کند. من اگر برای سرکار احترام قائل بودم و هستم برای این [است] که خودتان را بالاتر از این حرفها نگاه داشته بودید. به هر صورت طوری شدید حرف زدم که خانم از کرده پشیمان شد و از من قول گرفت که چیزی به شاه عرض نکنم...

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۵۲: بسیار خوشم آمد که ملک حسین صورت تمام عمله و اکره خود را از نخست وزیر تا پایین بوسید، با آن که آنها دست او را نبوسیدند

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۵۲: بسیار خوشم آمد که ملک حسین صورت تمام عمله و اکره خود را از نخست وزیر تا پایین بوسید، با آن که آنها دست او را نبوسیدند
یادداشت‌های اسدالله علم: صبح‌ شاهنشاه [به اتفاق شهبانو] از نوشهر تشریف آوردند که از مهمان خودشان بدرقه بفرمایند. قبل از آمدن شاهنشاه دو هواپیما از اردن رسید یکی برای اینکه ملک حسین را مستقیماً به لندن و دیگری ملکه او را مستقیماً به عمان ببرد. نخست وزیر (شهبانو به اتفاق مهمانها وارد شدند. من بسیار خوشم آمد که ملک صورت تمام عمله و اکره خود را از نخست وزیر تا پایین بوسید، با آن که آنها دست او را نبوسیدند!

قسمت صد و سی و نهم خاطرات میلسپو: فرماندهی ارتش آمریکا به ژنرال بوث واگذار شد؛ دیپلمات‌ها و ارتشیان با یکدیگر نزدیکتر شدند ولی اظهارنظر‌ها تحت تأثیر نظامیان قرار گرفت

قسمت صد و سی و نهم خاطرات میلسپو: فرماندهی ارتش آمریکا به ژنرال بوث واگذار شد؛ دیپلمات‌ها و ارتشیان با یکدیگر نزدیکتر شدند ولی اظهارنظر‌ها تحت تأثیر نظامیان قرار گرفت
بجای هم آهنگی فعال که هدفش نیل به یک دیپلوماسی سازنده باشد، وزارت خارجه چیز دیگری را جانشین کرد که بیشتر با روحیه انزواطلبی و سیاست دلجوئی منطبق بود. ژنرال کانالی به امریکا مراجعت کرد و فرماندهی ارتش آمریکا به ژنرال بوث واگذار شد. دیپلوماتها و ارتشیان با یکدیگر نزدیکتر شدند ولی در اظهارنظر نسبت به مسائل بجای اینکه ارتشیان از سفارت تبعیت کنند سفارت تحت تأثیر نظامیان قرار گرفت.

قسمت صد و سی و هشتم خاطرات میلسپو: شگفت آنکه برخلاف این فکر که ما مستخدم دولت ایران هستیم، وزارت خارجه به سفارت دستور داد که بر هیئت‌های غیر نظامی آمریکا در ایران نظارت داشته و آنها را هم‌آهنگ کند

قسمت صد و سی و هشتم خاطرات میلسپو: شگفت آنکه برخلاف این فکر که ما مستخدم دولت ایران هستیم، وزارت خارجه به سفارت دستور داد که بر هیئت‌های غیر نظامی آمریکا در ایران نظارت داشته و آنها را هم‌آهنگ کند
شگفت آنکه برخلاف این فکر که ما مستخدم دولت ایران هستیم و سفارت باید از دخالت در امور داخلی ایران خودداری کند، وزارت خارجه به سفارت دستور داد که بر هیئتهای غیر نظامی آمریکا در ایران نظارت داشته و آنها را هم آهنگ کند. همه می دانند که میل به هم آهنگی و نظارت همیشه از دانش و برهان سالم اداری تراوش نمی‌کند. نه سفارت و نه وزارت خارجه کارمند، تجربه و تماس با جزئیات اداری لازم برای تصمیم گیری درباره مسائلی که در جریان کار برای دولت ایران پیش می آمد نداشتند. بسیاری از مسائل مربوط به روابط هیئتهای امریکائی که برای دولت ایران کار می‌کردند مربوط به بودجه بود.

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۵۲: از ساعت ۱۰/۵ تا ۱/۵ بعد از ظهر، سه ساعت شرفیاب بودم؛ باعث حسادت عده زیادی شدم

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۵۲: از ساعت ۱۰/۵ تا ۱/۵ بعد از ظهر، سه ساعت شرفیاب بودم؛ باعث حسادت عده زیادی شدم
یادداشت‌های اسدالله علم: صبح به نوشهر رفتم و شرفیاب شدم. از ساعت ۱۰/۵ تا ۱/۵ بعد از ظهر سه ساعت شرفیاب بودم. خودم خجالت کشیدم و باعث حسادت عده زیادی شدم. کارهای اداری زیادی بود از جمله گزارشات بدبخت بانک عمران که عرض کرده بود باید قیمت محصولات کشاورزی ایران مخصوصاً گندم بالا برود. چه معنی دارد گندم گران به دو برابر قیمت از خارج وارد کنیم و قیمت گندم داخلی نصف این باشد، یعنی تنی ۶۰۰ تومان؟ (و ۱۲۰۰ تومان از خارج وارد می‌شود). شاهنشاه فرمودند: باعث گرانی قیمتها می‌شود. عرض کردم: پس چه طور می‌خواهید سطح زندگی روستاییان را بالا ببرید؟ فرمودند: بروید مطالعه کنید...

قسمت صد و سی و هفتم خاطرات میلسپو: مشکل می‌توان گفت که وزارت خارجه امریکا به دلیل اینکه طی هجده ماه گذشته حاکمیت و استقلال ایران را نقض کرده احساس گناه کرده است

قسمت صد و سی و هفتم خاطرات میلسپو: مشکل می‌توان گفت که وزارت خارجه امریکا به دلیل اینکه طی هجده ماه گذشته حاکمیت و استقلال ایران را نقض کرده احساس گناه کرده است
رعایت قواعد و اصول قدیمی مورد احترام، توسل به «اصول حاکمیت» و «عدم مداخله در امور داخلی» را برایشان آسان می ساخت. درست است که حاکمیت ایران تضمین شده بود ولی در حالیکه انگلیسیها و روسها با واقع بینی آن را بکار می بردند سفارت آمریکا در واکنش به تقاضا و پشتیبانی من خودش را دقیقاً متعهد به این اصل و بی اعتنا به اصول دیگری که شاید به همین اندازه معتقد بود نشان داد. این انعطاف ناپذیری چند ماه پس از کنفرانس تهران بروز کرد. مشکل می توان گفت که وزارت خارجه به سبب این احساس گناه که طی هجده ماه گذشته حاکمیت و استقلال ایران را نقض کرده است ناگهان پشتیبانی اش را از هیئت سلب کرد.

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۵۲: وزیر مختار انگلیس بدبخت را از خواب پراندم تا گفته‌ام را تصحیح کنم

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۵۲: وزیر مختار انگلیس بدبخت را از خواب پراندم تا گفته‌ام را تصحیح کنم
یادداشت‌های اسدالله علم: فرمودند: من کی گفتم؟ گفتم ۲۰۰۰ تانک دارد که تعدادی هم ت _۶۲ است. همین حالا تلفن کن، تصحیح کن. ساعت ۱۱ شب به وزیر مختار انگلیس تلفن کردم. بدبخت را از خواب پراندم و این تصحیح را کردم. بعد رفتم با شاهنشاه و ملک حسین نشستم به حرف زدن، یک ساعتی طول کشید. فرمودند: همین حالا به سفیر آمریکا تلفن کن فردا بیاید ملک را ببیند.

قسمت صد و سی و ششم خاطرات میلسپو: جنجالی ترین، مصمم‌ترین و ناقلاترین عناصر زندگی بسیاسی ایران علیه ما صف آرائی کردند

قسمت صد و سی و ششم خاطرات میلسپو: جنجالی ترین، مصمم‌ترین و ناقلاترین عناصر زندگی بسیاسی ایران علیه ما صف آرائی کردند
جنجالی ترین، مصمم ترین و ناقلاترین عناصر زندگی سیاسی ایران در پائیز ١٩٤٤ عليه ما صف آرائی کردند و بمنظور نابود کردن هیئت مجلس و دولت را تحت کنترل خود درآوردند. نظر به اینکه این اشخاص بصورت ظاهر مقامات رسمی کشور را تشکیل یا نماینده مردم بشمار می رفتند شاید طبیعی ترین کار این بود که وزارت خارجه امریکا آنان را ساکت نماید. 

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۵۲: شاه گفت «به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا بگو، که بیچاره ملک حسین جز [روحیه] و ارتش خود چیز دیگری ندارد؛ چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟»

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۵۲: شاه گفت «به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا بگو، که بیچاره ملک حسین جز [روحیه] و ارتش خود چیز دیگری ندارد؛ چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟»
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد از ناهار شاهنشاه به من فرمودند: اولاً به وزیر مختار انگلیس بگو مسائلی که می‌خواهم با کارینگتون (وزیر دفاع انگلیس) صحبت کنم همان دنباله مسائل قبل است. راجع به ارتباط ارتش ما با ارتش انگلیس، مخصوصاً از لحاظ اسلحه و اختراعات تازه منجمله به کار بردن اشعه [لیزر] در تیراندازی تانکها و ساختمان اسلحه سازی اصفهان و خرید [رزمناو] cruiser deck Through. بعد هم به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا، هر دو بگو، که بیچاره ملک حسین جز moral [روحیه] خود و ارتش خود چیز دیگری ندارد. چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟ سوریه همین حالا ۲۰۰۰ تانک دارد، هواپیمای میگ روسی مدرن دارد. اردن هیچ ندارد. چرا به او کمک نمی‌کنند؟