قسمت صد و سی و هفتم خاطرات میلسپو: مشکل می‌توان گفت که وزارت خارجه امریکا به دلیل اینکه طی هجده ماه گذشته حاکمیت و استقلال ایران را نقض کرده احساس گناه کرده است

قسمت صد و سی و هفتم خاطرات میلسپو: مشکل می‌توان گفت که وزارت خارجه امریکا به دلیل اینکه طی هجده ماه گذشته حاکمیت و استقلال ایران را نقض کرده احساس گناه کرده است
رعایت قواعد و اصول قدیمی مورد احترام، توسل به «اصول حاکمیت» و «عدم مداخله در امور داخلی» را برایشان آسان می ساخت. درست است که حاکمیت ایران تضمین شده بود ولی در حالیکه انگلیسیها و روسها با واقع بینی آن را بکار می بردند سفارت آمریکا در واکنش به تقاضا و پشتیبانی من خودش را دقیقاً متعهد به این اصل و بی اعتنا به اصول دیگری که شاید به همین اندازه معتقد بود نشان داد. این انعطاف ناپذیری چند ماه پس از کنفرانس تهران بروز کرد. مشکل می توان گفت که وزارت خارجه به سبب این احساس گناه که طی هجده ماه گذشته حاکمیت و استقلال ایران را نقض کرده است ناگهان پشتیبانی اش را از هیئت سلب کرد.

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۵۲: وزیر مختار انگلیس بدبخت را از خواب پراندم تا گفته‌ام را تصحیح کنم

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۵۲: وزیر مختار انگلیس بدبخت را از خواب پراندم تا گفته‌ام را تصحیح کنم
یادداشت‌های اسدالله علم: فرمودند: من کی گفتم؟ گفتم ۲۰۰۰ تانک دارد که تعدادی هم ت _۶۲ است. همین حالا تلفن کن، تصحیح کن. ساعت ۱۱ شب به وزیر مختار انگلیس تلفن کردم. بدبخت را از خواب پراندم و این تصحیح را کردم. بعد رفتم با شاهنشاه و ملک حسین نشستم به حرف زدن، یک ساعتی طول کشید. فرمودند: همین حالا به سفیر آمریکا تلفن کن فردا بیاید ملک را ببیند.

قسمت صد و سی و ششم خاطرات میلسپو: جنجالی ترین، مصمم‌ترین و ناقلاترین عناصر زندگی بسیاسی ایران علیه ما صف آرائی کردند

قسمت صد و سی و ششم خاطرات میلسپو: جنجالی ترین، مصمم‌ترین و ناقلاترین عناصر زندگی بسیاسی ایران علیه ما صف آرائی کردند
جنجالی ترین، مصمم ترین و ناقلاترین عناصر زندگی سیاسی ایران در پائیز ١٩٤٤ عليه ما صف آرائی کردند و بمنظور نابود کردن هیئت مجلس و دولت را تحت کنترل خود درآوردند. نظر به اینکه این اشخاص بصورت ظاهر مقامات رسمی کشور را تشکیل یا نماینده مردم بشمار می رفتند شاید طبیعی ترین کار این بود که وزارت خارجه امریکا آنان را ساکت نماید. 

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۵۲: شاه گفت «به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا بگو، که بیچاره ملک حسین جز [روحیه] و ارتش خود چیز دیگری ندارد؛ چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟»

یادداشت‌های علم، دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۵۲: شاه گفت «به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا بگو، که بیچاره ملک حسین جز [روحیه] و ارتش خود چیز دیگری ندارد؛ چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟»
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد از ناهار شاهنشاه به من فرمودند: اولاً به وزیر مختار انگلیس بگو مسائلی که می‌خواهم با کارینگتون (وزیر دفاع انگلیس) صحبت کنم همان دنباله مسائل قبل است. راجع به ارتباط ارتش ما با ارتش انگلیس، مخصوصاً از لحاظ اسلحه و اختراعات تازه منجمله به کار بردن اشعه [لیزر] در تیراندازی تانکها و ساختمان اسلحه سازی اصفهان و خرید [رزمناو] cruiser deck Through. بعد هم به وزیر مختار انگلیس و سفیر آمریکا، هر دو بگو، که بیچاره ملک حسین جز moral [روحیه] خود و ارتش خود چیز دیگری ندارد. چرا عربستان سعودی و آمریکا به او کمک نمی‌کنند؟ سوریه همین حالا ۲۰۰۰ تانک دارد، هواپیمای میگ روسی مدرن دارد. اردن هیچ ندارد. چرا به او کمک نمی‌کنند؟

قسمت صد و سی و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی نخست‌وزیر لایحه لغو اختیارات اقتصادی من را به مجلس تقدیم کرد، قبلاً با سفیر آمریکا مشورت کرده بود

قسمت صد و سی و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی نخست‌وزیر لایحه لغو اختیارات اقتصادی من را به مجلس تقدیم کرد، قبلاً با سفیر آمریکا مشورت کرده بود
دولت ایران در عمل از دیپلمات‌های آمریکایی انتظار نظر مشورتی و اظهار عقیده داشت و آنان را همانند دیپلمات‌های انگلیسی و شوروی تشویق به این کار می‌کرد. وقتی آقای بیات نخست وزیر لایحه قانونی لغو اختیارات اقتصادی من را به مجلس تقدیم کرد - گامی که سقوط هیئت را ناگزیر می‌ساخت - قبلاً با سفیر آمریکا مشورت کرده بود.

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۵۲: چون معامله با کمپانی نفت اشلند را فلاح انجام می‌دهد، اقبال آن را به هم می‌زند

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۵۲: چون معامله با کمپانی نفت اشلند را فلاح انجام می‌دهد، اقبال آن را به هم می‌زند
یادداشت‌های اسدالله علم: ملاقات‌های بسیار زیادی داشتم. از جمله مدیر کمپانی نفتی [اشلند]Ashland آمریکایی که آمده با شرایط خیلی سهل از ما نفت بگیرد و با ما شریک شود و از محل فروش این نفت یعنی از منافعی که ما میبریم، از ۵۰% حصه خودمان ده ساله [تأسیسات]installation آنها را در آمریکا بخریم. ما در حقیقت نفت را به قیمت ارزان بفروشیم، مثل فروش به دیگران، ولی از مشارکت هرچه گیر آمد بابت قیمت [تأسیسات]installation می‌رود. اولین معامله از این نوع است، ولی، چون این کار را فلاح میکند، اقبال به هم می‌زند. 

قسمت صد و سی و چهارم خاطرات میلسپو: نظارتی که ما بر درآمدها و هزینه ها داشتیم به عنوان یک نفوذ تثبیت کننده خدمت کرد

قسمت صد و سی و چهارم خاطرات میلسپو: نظارتی که ما بر درآمدها و هزینه ها داشتیم به عنوان یک نفوذ تثبیت کننده خدمت کرد
کمک ما در تلاشهای جنگی نسبت به وظیفه ای که دولت ایران بر عهده ما گذاشته بود، عمدتا جنبه تصادفی داشت و خدمت ما به متفقین یک محصول فرعی آن چیزی بود که در ایران انجام می دادیم. افزون بر آن پس از پایان جنگ و انحلال نهائی هیئت مالی، وزارت خارجه اقداماتی برای حفظ و گسترش فعالیت امریکائیان در ارتش و ژاندارمری ایران به عمل آورد و طبق گزارشها یک هیئت کشاورزی با همکاری وزارت کشاورزی آمریکا به خاورمیانه فرستاد. این موضوع باید درک شود که در هر برنامه جامع کمک امریکا منطقاً یک هیئت قوی اقتصادی در مرتبه اول قرارداد و مواضع کلیدی را در دست می‌گیرد. نظارتی که ما بر درآمدها و هزینه ها داشتیم نه تنها به عنوان یک نفوذ تثبیت کننده خدمت کرد بلکه برای کارآئی امریکائیان در رشته های دیگر نیز ضروری بود. 

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۷ و جمعه ۸ تیر ۱۳۵۲: سرهنگ معمّر قذافی خواب و خیال ریاست عرب را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جای ناصر را بگیرد

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۷ و جمعه ۸ تیر ۱۳۵۲: سرهنگ معمّر قذافی خواب و خیال ریاست عرب را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جای ناصر را بگیرد
یادداشت‌های اسدالله علم: سرهنگ معمّر قذافی رئیس کشور لیبی اصرار دارد با مصر متحد شود. خواب و خیال ریاست عرب را در سر می‌پروراند و می‌خواهد جای ناصر را بگیرد. سادات رئیس جمهور مصر گرفتار شده است، نه می‌تواند نه بگوید و نه بلی! از قدیم گفته اند: نه باید فلان دیوانه گذاشت نه فلان به دیوانه داد! گو اینکه من او را دیوانه عامل آمریکاییها می‌شناسم. نفت آمریکاییها را هم ملی بکند، بکند، به هر صورت که به آنها می‌فروشد. بعد هم اگر مصر را در دست بگیرد، از نفوذ شورویها خارج می‌کند. مخارج آن را هم که می‌دهد. حالا اگر کتب ضاله را در لیبی بسوزاند، به گاو و گوسفند کسی که بر نمی خورد....

قسمت صد و سی و سوم خاطرات میلسپو: در نامه‌ای به وزارت خارجه توضیح دادم که چرا عاقلانه نیست که در این هنگام ایران را ترک کنم، اما این نامه حتی اعلام وصول نشد

قسمت صد و سی و سوم خاطرات میلسپو: در نامه‌ای به وزارت خارجه توضیح دادم که چرا عاقلانه نیست که در این هنگام ایران را ترک کنم، اما این نامه حتی اعلام وصول نشد
سفیر جدید با خودش نامه ای از وزارت خارجه آورده بود که تقاضا می‌کردند برای پاره ای مذاکرات به واشینگتن بروم. فردای آن روز (۲۸ اوت ١٩٤٤) در نامه ای توضیح دادم که چرا عاقلانه نیست که در این هنگام ایران را ترک نمایم و از وزارت خارجه خواستم در هر مورد خاصی که اطلاعات می خواهند به من بگویند. به این نامه نیز پاسخ داده نشد و حتی اعلام وصول نگردید.

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۵۲: ملک حسین با شاه و همسرانشان به شمال رفتند؛ ملک حسین سه تا بچه‌های خودش را هم آورده بود که از دو زن دیگر هستند

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۵۲: ملک حسین با شاه و همسرانشان به شمال رفتند؛ ملک حسین سه تا بچه‌های خودش را هم آورده بود که از دو زن دیگر هستند
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد از ظهر ملک حسین وارد شد. در فرودگاه ساعت ۳/۵ بعد از ظهر ۴۰ درجه سانتیگراد بود!... شاهنشاه و ملک حسین و علیا حضرت شهبانو و عالیه، ملکه اردن، به شمال تشریف بردند. [ملک حسین] سه تا بچه‌های خودش را هم آورده بود که از دو زن دیگر هستند. در فرودگاه شاهنشاه به من فرمودند: فوری به نفتیها بگو باز دارید راجع به مسائل بی اهمیت بازی در می آورید. من شب به فلاح در لندن تلفن کردم و نفتیها را هم خواستم و گفتم.