قسمت صد و بیست و هفتم خاطرات میلسپو: شهرداری تهران به شدت نیاز به فردی داشت که وظایف یک شهردار آمریکایی را انجام دهد

قسمت صد و بیست و هفتم خاطرات میلسپو: شهرداری تهران به شدت نیاز به فردی داشت که وظایف یک شهردار آمریکایی را انجام دهد
وزیران ایرانی در ١٩٤٣ برنامه‌هایی در مورد استخدام تعداد زیادی کارشناس آمریکایی در امور کشاورزی آبیاری احداث جنگل و ماهیگیری داشتند. شهرداری تهران به شدت نیاز به خدمات فردی داشت که بتواند وظایف یک شهردار آمریکایی را انجام بدهد.

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۵۲: شاه گفت «نخست‌وزیر گه خورده که می‌گوید منصور قدر درباره بیمارستان شیعیان لبنان نظر دهد»

یادداشت‌های علم، پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۵۲: شاه گفت «نخست‌وزیر گه خورده که می‌گوید منصور قدر درباره بیمارستان شیعیان لبنان نظر دهد»
یادداشت‌های اسدالله علم: عرض کردم: نخست وزیر عرض می‌کند مسأله ساختمان بیمارستان شیعیان لبنان را اجازه فرمایید منصور قدر سفیر جدید ما که می‌رود، مطالعه کرده و نظر بدهد. فرمودند: نخست وزیر گه خورده که می‌گوید. روی امر من باید قدر برود و مطالعه کند.

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۵۲: سفیر کویت گفت که خانواده امیر برای‌ تعطیلات تابستان به ایران نخواهند آمد

یادداشت‌های علم، چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۵۲: سفیر کویت گفت که خانواده امیر برای‌ تعطیلات تابستان به ایران نخواهند آمد
یادداشت‌های اسدالله علم: بعد مذاکرات با سفیر کویت را عرض کردم که می‌گوید این جارالله، روزنامه نویس کویتی، که واسطه مذاکرات شما با عراق است، هیچ آدم قابل اطمینان نیست و ما هیچ تعهدی نسبت به او نمیتوانیم بکنیم. بعد هم گفت خانواده امیر برای‌تعطیلات تابستان به ایران نخواهند آمد...

قسمت صد و بیست و ششم خاطرات میلسپو: در ملاقات با پرزیدنت روزولت از فرصت استفاده کردم و گرفتاری‌های ایران را مطرح کردم

قسمت صد و بیست و ششم خاطرات میلسپو: در ملاقات با پرزیدنت روزولت از فرصت استفاده کردم و گرفتاری‌های ایران را مطرح کردم
وزولت وقتی رئیس جمهوری از من خواست که توضیحاتی دربارۀ کارمان به او بدهم از فرصت استفاده کردم که گرفتاریهای ایران را مطرح و پیشنهاد کنم که انجام وظایف ما نیاز به قلمرو قدرت وسیعتر، مدت مطمئن تر _ دست کم بیست سال _ و پشتیبانی کامل دولت آمریکا دارد. در اول دسامبر ١٩٤٣ نیز یک تذکاریه مختصر جهت پرزیدنت ارسال کردم و در ۱۱ ژانویه ١٩٤٤ نامه ای به آقای هری هاپکینز مشاور رئیس جمهوری که ترتیب ملاقات مرا با پرزیدنت داده و در ملاقاتمان حضور داشت فرستادم.

قسمت صد و بیست و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی آقای کاردل هال وزیر خارجه [امریکا] در سر راهش به مسکو به تهران آمد، مرا بحضور نپذیرفت

قسمت صد و بیست و پنجم خاطرات میلسپو: وقتی آقای کاردل هال وزیر خارجه [امریکا] در سر راهش به مسکو به تهران آمد، مرا بحضور نپذیرفت
وقتی بحران به پایان رسید وزارت خارجه خشنودی خود را ابراز داشت و قول داد کمکی را که در ارسال آن تأخیر شده بود اکنون تسریع کند ولی وقتی آقای کاردل هال وزیر خارجه در سر راهش به مسکو به تهران آمد، مرا بحضور نپذیرفت و هیچ علاقه ای به هیئت نشان نداد. این طرز برخورد با اشتیاقی که آقای ایدن در همان هنگام و پرزیدنت روزولت چند هفته بعد نشان داد بشدت مغایرت داشت.

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۲

یادداشت‌های علم، سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۲
یادداشت‌های اسدالله علم: صبح شاهنشاه از کاخ نیاوران به سعدآباد تشریف فرما شدند. ولی حدود یک و نیم بعد از ظهر به کاخ رسیدند، چون صبح برای سرکشی نیروی هوائی تشریف بردند که پنج ساعت تمام طول کشید. وقتی تشریف آوردند، واقعاً من خجالت کشیدم شرفیاب شوم. عرض کردم: مزاحم اعلیحضرت همایونی نمی‌شوم. فقط یک تلگراف تبریک به مناسبت سالگرد زمامداری بومدین توشیح فرمائید، دیگر عرضی نمی‌کنم. فرمودند: بعد از ظهر برای کار‌ها بیا. رفتم، دیدم گرفتاری و شرفیابی زیاد است. عرض کردم: اجازه فرمائید فردا شرفیاب شوم. فرمودند: مانع ندارد.

قسمت صد و بیست و چهارم خاطرات میلسپو: سفارت در تهران به رغم نارسائی هایش از وزارت خارجه اطلاع و اعتقادش بیشتر بود و بواسطه شخصیت و محبوبیت آقا و خانم دریفوس کارآئی زیادی کسب کرده بود

قسمت صد و بیست و چهارم خاطرات میلسپو: سفارت در تهران به رغم نارسائی هایش از وزارت خارجه اطلاع و اعتقادش بیشتر بود و بواسطه شخصیت و محبوبیت آقا و خانم دریفوس کارآئی زیادی کسب کرده بود
درباره سفارت در تهران گفت‌و‌گو کردم که به رغم نارسائی هایش از وزارت خارجه اطلاع و اعتقادش بیشتر بود و بواسطه شخصیت و محبوبیت آقا و خانم دریفوس کارآئی زیادی کسب کرده بود. اشاره‌هایی هم به اعزام اعضای وزارت خارجه برای شرکت در کار هیئت می‌شد. در طول تابستان و پائیز ١٩٤٣ من و آقای دریفوس تقریباً هر روز درباره این مسئله جلسه تشکیل میدادیم یا مکاتبه می‌کردیم و تقاضا‌های مکرری به واشینگتن ارسال کردیم. در ۱۰ مه ١٩٤٣ من به وزارت خارجه در باره سقوط احتمالی کابینه ایران گزارش دادم و در ۲۹ سپتامبر ١٩٤٣ اعلام کردم که مادامی که ما پشتیبانی و کمک از واشینگتن دریافت نکرده‌ایم «امید ناچیزی به موفقیت هیئت مالی امریکا یا حفظ آبرو و حیثیت امریکائیان در ایران دارم.»

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۵۲: کیش از نظر تجارتی و توریستی مرکز ثقل و یکی از نقاط مهم خلیج فارس خواهد شد؛ این جا کشف من است

یادداشت‌های علم، یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۵۲:  کیش از نظر تجارتی و توریستی مرکز ثقل و یکی از نقاط مهم خلیج فارس خواهد شد؛  این جا کشف من است
یادداشت‌های اسدالله علم:کیش چه از نظر تجارتی و توریستی و چه از نظر سیاسی مرکز ثقل و یکی از نقاط مهم خلیج فارس خواهد شد. بندر آزاد هم است. این جا کشف من است. شاید در فصول قبل نوشته باشم که وقتی رئیس دانشگاه پهلوی بودم، یک روز سیزده به در از شیراز با یک هواپیمای یک موتوره با دوستم که با من در شیراز بود و تیمسار نصیری و بهبهانیان به کیش رفتیم و وسط صحرا به زحمت فرود آمدیم و سیزده به در حسابی کردیم. من همان روز که زیبائی فوق العاده سواحل آن جا را دیدم، تصمیم گرفتم کاخی برای شاهنشاه بسازم و موفق شدم و حالا هم این تأسیسات دنبال آن است....

قسمت صد و بیست و سوم خاطرات میلسپو: در واشینگتن، وزارت خارجه دیرتر از موقع و با نتایجی ناچیز کوشید در وزارت دفاع نفوذ کند

قسمت صد و بیست و سوم خاطرات میلسپو: در واشینگتن، وزارت خارجه دیرتر از موقع و با نتایجی ناچیز کوشید در وزارت دفاع نفوذ کند
در واشینگتن، هم آهنگی بین وزارت خارجه و وزارت دفاع بستگی به تصمیم رئیس جمهوری داشت و این تصمیم مستلزم ابتکاری از سوی وزارت خارجه بود. تا جایی که من اطلاع دارم وزارت خارجه دیرتر از موقع و با نتایجی ناچیز کوشید در وزارت دفاع نفوذ کند اما معلوم نیست هیچ گاه آقای کاردل هال یا استه تینیوس برنامه مناسبی درباره هم آهنگی در برابر رئیس جمهور یا وزیر دفاع نهاده باشند. حتی تردید دارم چنین برنامه ای اصولاً تهیه شده باشد زیرا در رشته ای که من کار میکردم وزارت خارجه قابلیت اخذ تصمیم درباره یک خط مشی و مسایل اجرای آن با اجرای سیاست و برنامه ای را با قدرت و دوام از خود نشان نداد.

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۵۲: شهبانو به وزیر خارجه چین گفت «گلدانی که نخست وزیر چین تقدیم کرده بود را اغلب جا‌ها بغل می‌گرفتم»؛ من هیچ خوشم نیامد

یادداشت‌های علم، شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۵۲: شهبانو به وزیر خارجه چین گفت «گلدانی که نخست وزیر چین تقدیم کرده بود را اغلب جا‌ها بغل می‌گرفتم»؛ من هیچ خوشم نیامد
یادداشت‌های اسدالله علم: چون سفیر چین به اتفاق وزیر خارجه چین باید شرفیاب می‌شدند. سر ناهار که وزیر خارجه چین بود علیاحضرت شهبانو هم تشریف آوردند. ناهار بسیار خوبی آشپزهای فرانسوی ما آماده کرده بودند. چینیها خیلی تعریف کردند. علیا حضرت شهبانو هم از غذاهای چینی و از مسافرت خودشان به چین تعریف کردند. یک چیزی که زیاد تعریف کردند و به نظر من خوب نبود از جهت گلدانی بود که نخست وزیر چین تقدیم کرده بود و فرمودند: اغلب جاها من آن را بغل می‌گرفتم. من هیچ خوشم نیامد